!!!!!!!!!

 

برف تابستانی

 

بر کلاه آسیابان

حتی

در تابستان ها نیز برف می بارد

وقتی معنای آرد را نفهمی

اینگونه فکر میکنی

....

 

بعد از گذشت چندین ماه سخت و طاقت فرسا بالاخره امروز فرصتی یافتم که به دیدار نوادیبان بیام اما اصلا حوصله ندارم که باز  برای دوستان دغدغه درست کنم بنابراین قول نمی دم که باز هم مثل گذشته وب فعالی داشته باشیم چون هیچ چیز مثل گذشته نیست از جمله مهمترین انگیزه برای آپ این وب که انجمن بود با مشکلاتی که سر چاپ نشریه به وجود آمد عملا نابود شد و از آن همه شور و هیجان برای فعالیت فقط خاطراتی تلخ باقی ماند و البته دفتری مملو از برگه های پراکنده

و مکانی برای دور هم جمع شدن!

نه خودم را تبرئه می کنم و نه تقصیر را به گردن دیگران می اندازم اما به شخصه عامل زمان را متهم ردیف اول این فاجعه می دانم!

و اعتراف می کنم که تمام دوستان نسبت به کار در وبلاگ سرد شده اند و دیگه تلاش های من هم فقط به عبث پوییدن است!

این مختصر هم فقط بخاطر موج نظرات انتقادیست که در برابر دیدگان شما قرار دارد!

نویسندگان محترم هم می توانند هر وقت که مطلبی به دستشان رسید آپ کنند.

بدرود نوادیبان و نوادیبانی ها.

درود بر تو ای نوادیبان....

و درود بر شما ای یاران صمیمی

مفتخرم به اطلاع شما عزیزان برسانم که وبلاگه ادبی "نوادیبان"با همکاری شما و یاری حق و البته گذشت از جاده هایی پر پیچ و خم :

"یک ساله شد"

"البته نا گفته نماند که یکسال و ۱۲ روز"

کیک های تولد زیبا (20 عکس)

آرزو می کنم دو سالگیه شیرین و پر باری داشته باشی و هدیه ی من به تو جامه ای نوست.

در جشن تولد یک سالگی نوادیبان با جمله های زیبایتان شرکت کنید.

موفق باشید.

 

اخبار نسیم اندیشه

با سلام خدمت نوادیب خوانان گرامی

انجمن نسیم اندیشه یکی از تشکل های دانشجویی سازمان ملی جوانان از مدتی پیش اقدام به برگزاری کلاس های متنوعی برای علاقمندان به مباحث ادبی کرده است.

مفتخرم که به اطلاع شما عزیزان برسانم در چند هفته ی اخیر پس از برگزاری جلسه ی شورای مرکزی نسیم اندیشه سرکار خانم مریم رسولی موحد به عنوانه دبیر کارگروه های فرهنگی انتخاب شد.

این مسئولیت جدید رو به ایشون تبریک می گم و پیشرفت روز افزانشان را از خداوند منان خواهانم.

ما در صدد برگزاری تعدادی کارگاه هستیم از جمله:

۱.کارگاه نقد شعر که همانند گذشته توسط خانم مزاری وبا حضور استاد هدایتی هر هفته برگزار می شود.

شروع کارگاه ۹/۹/۹۰ ساعت ۱۷

۲. کارگاه فیلم که احتمالا هر شنبه اقدام به اکران فیلم می کند و سپس به نقد و نظر درباره ی آن توسط حضار می پردازد این کارگاه را خود خانم رسولی برگزار می کند که هنوز زمان دقیق آن مشخص نشده و به زودی اعلام خواهد گردید.

۳.و اما کارگاه داستان که مسئولیت برگزاری آن به من سپرده شده است و مانند کارگاه فیلم زمان شروع آن اعلام می گردد.

برای آشنایی خوانندگان عزیز بهتر است به صورت مختصر در مورد نحوه ی برگزاری آن اطلاعاتی بدهم:

این کارگاه هر هفته که احتمالا یکشنبه ها باشد یک داستان را انتخاب می کند" که ترجیحا و اوایل یک داستان کوتاه"و در مورد ساختار و محتوای آن به بحث می نشیند.

۴. جلسه ی معرفی کتاب هم که کمافی سابق دوشنبه ها راس ساعت ۱۶ برگزار می گردد.

 

همین جا از علاقمندان به این رشته ها دعوت می کنم که در صورت تمایل با ما همراه شوند و ضمنا از برادران نوادیب نویس خواهشمندم اگر مایل به ادامه ی همکاری در نوادیبان می باشند با تعیین کردن تاریخ برای ارائه مطلب ما را آگاه سازند.

                                                                                    

                                                                          " با تشکر مدیریت"

"ندای آغاز..."

روایتی از سهراب و کشش های ماورایی...

"کفش هایم کو

 چه کسی بود صدا زد سهراب؟"

"ندای آغاز" شرح  انگیزه ی سفری است به سوی  وسعتی که کلمات از توصیف آن عاجزند(وسعت بی واژه)،جایی که در ختان حماسی آن از دور پیداست.شاعر در این شعر برخی از دلایله سفرش را برای ما ذکر می کند:

او از یک طرف مشتاق و از طرف دیگر مجبور است که به این سفر برود.وی قبلا شرحی از سفر روحانی اش را در منظومه ی مسافر که به اختصار آوردم ذکر کرده بود.در آنجا برای ما شرح داده بود که:

"همیشه فاصله ای هست و.....

این ترنم محزون حزن

 تا به ابد شنیده خواهد شد....."

این سفرها معمولا از زمان و مکان آغاز می شود و به بی زمانی و بی مکانی ختم میشود.سفر مطرح در "ندای آغاز" هم ازین دست سفرهاست.

در یک شب آرام خرداد آغاز می شود و به سوی شهر نمادین حماسه ها در بی کرانگی بی واژه ای ختم می شود.

...شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها میگذرد...

کسی او را در آغاز شعر ندا می دهد. نا شناسی که اطرافیانه سهراب حضورش را درک نمی کنند.پس شاعر مدتها به اندیشه فرو می رود . چه باید بکند..در ادامه سهراب باز هم مسافر این راه می شود و شعر با ندایی دیگر به پایان می رسد!

"کفش هایم کو

چه کسی بو صدازد:سهراب؟"

کسی که وی را در آن شبه تاریک صدا می زند ندایی از درون سهراب است و بی شک ندایی از اندرون وی به سفر می خواندش زیرا انقدر آوایش برای شاعر آشناست که رابطه ی آن صدا با سهراب به رابطه ی هوا با برگ تشبیه شده!

"آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ! "

پس اطرافیانه سهراب چه ؟

آنها در خوابند خوابی عمیق خوابی از جنسه عادت های ملموس زندگی و شاعر از خوابشان دلتنگ نیست زیرا انگیزه ی بی خوابی وی از لون دیگریست!!!!!

"مادرم در خواب است

و منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر"

چرا خود وی نم ی خوابد؟

شاعر تلاش می کند مثل اطرافیانش با مرثیه ی نیمه شب خردادبه خوابی عادت وار برود اما چه فایده :

"شب خرداد به آرزامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد

و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد."

در واقع نسیمه بیداری و هوشیاری از حواشی سبز پتو خوابش را با خود می برد!

حتی از بالش او که جایکاه سر پر از خیال اوست آواز پرستوهای پر جنب جوش مسافر می آید.دیگرچگونه می توان خفت؟نه باید همین امشب راهی شود!

"بوی هجرت می آید :

بالش من پر آواز پر چلچله هاست.

صبح خواهد شد

و به این کاسه ی آب

آسمان هجرت خواهد کرد."

چگونه سر انجام بین ماندن و رفتن تصمیم می گیرد؟:با خود می اندیشد که در ماندن چه فایده ایست؟

او تنهاست،فقط و فقط اوست که بیدارست.دیگران همه خفته اند،کسی نیست که بشود یا او سخنی گفت و مشورتی کرد،

علاوه بر این او بارها از همین پنجره ی باز برای مردم سخن کفت اما اما هیچگاه کلامی درخورد زمانه ی خو نشنید!

حال آنکه او بارها فریاد زد"چشم ها را باید شست ـ جور دیگر باید دید".

و اکنون در نهایت تاسف می بیند که حوری یا چه فرقی می کند آن فرشته ی معصومه ،در زیباترین شب های جهان ،در پای کمیاب ترین نارون های روی زمین،به جای اینکه به عشق های عرفانی بیاندیشد ودرس عشق به خدا بیاموزد،درس قوانین و آداب را می خواند.

آری:

"دیگر کسی به عشق نیاندیشد

دیگر کسی به فتح نیندیشد

و هیچکس

دیگر به هیچ چیز نیاندیشد"(آیه های زمینی از فروغ فرخزاد)

"باید امشب بروم.

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی،عاشقانه به زمین خیره نبود

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.

 

من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد

وقتی از پنجره می بینم حوری

-دختر بالغ همسایه ـ

پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند."

پس باید رفت این سرزمین ارزش موندن ندارد!

اما از دیگر سو در حاشیه ها هنوز هم اتفاق های خوشایند هست مثلا در این سرزمین فرد با شعوری هم هست که انقدر بهفضای شفاف و روشنی های دوردست خیره ماند تا چشمانش روشن و سفید شد،آسمان شد و پر از ستاره!

ویکی از مردان شهر بود که در گذشته از رسیدن میوه ی معرفت"طلوع انگور"از شاعر پرسیده بود اما باز هم باید رفت و دیگر بخاطر حاشیه ها نباید ماند!

"چیزهایی هم هست،لحظه هایی پر اوج

(مثلا شاعرهیی رادیدم

آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش

آسمان تخم گذاشت.

و شبی از شب ها

مردی از من پرسید

تا طلوع انگور،چند ساعت راه است؟)"

و شاعر می رود تنهای تنها. و چمدانش فقط به اندازه ی تنهایی هایش جادارد و به مکانی می رود که درختان بلند حماسی آن از دور دست ها  حتی در دل شب نمایاننند،درختان شعور و معرفت.

اینجا نقطه ی اوج شعر است جایی که مخاطب نشانه ای ازین بی نشان می خواهد اما مکانی که می رود حتی در ذهن خود شاعر هم وضوحی ندارد بنابراین بهترین وصف بی وصفیست!

و در نهایت با فریادی دیگر در وجوده شاعر که حرکت را طلب می کند شعر تمام می شود.

"باید امشب چمدانی را

که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد،بردارم

وبه سمتی بروم

که درختان حماسی پیداست،

رو به آن وسعته بی واژه که همواره مرا می خواند.

یک نفر باز صدا زد:سهراب

کفش هایم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

آیین نامه نوادیبان

تو اگر در تپش باغ خدارا دیدی

همتی کن و بگو:

ماهی ها حوضشان بی آب است.....

با عرض سلام خدمته نوادیب نوسانه گرامی

لطفا برای اطلاع از رونده کار وبلاگه نوادیبان در طی هفته های آتی به ادامه ی مطلب رجوع کنید.

(با تشکر مدیریت)

 

 

ادامه نوشته

استعفا نامه

(محسن حاج علی)

سلام عرض می کنم خدمت دوستان و نوادیبان عزیز

از تمامی دوستان و همکاران محترمی که در این مدت بنده را یاری کردند تشکر می کنم و توفیقات روز افزون انجمن علمی را از خداوند متعال مسئلت دارم اینجانب محسن حاج علی دبیر انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی بدلیل مشکلات شخصی از سمت خود کناره گیری می نماییم و مسولیت وبلاگ انجمن را به سرکار خانم پورفرح که زحمات شایانی را برای این تار نامه انجام داده اند واگذار می نمایم امید است نویسندگان محترم همکاری لازم را با ایشان به عمل آورند

در پایان از تمامی دوستان حلالیت می طلبم و امیدوارم کمبود های ما را بخشا باشند

با تشکر محسن حاج علی دبیر سابق انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

18شهریور در گذشت مرد قلم جلال فخر ایران

سلام

عذر میخواهم از اینکه چند ساعتی دیر شده لیک ما و جلال این حرف ها را نداریم چند وقتی بود که درخدمت دوستان نبودم و از این بابت عذر میخواهم اکنون که سخن از داستان و داستان نویس به میان آمده نوبت ماست که کمی از آن بگویم اما انگار جلال راضی نبود و نگذاشت ما کارمان را انجام دهیم و همین طور که در میان مجلات و کتابها و تاریخ ادبیات های معاصر و سایت های اینترنتی می گشتیم تا مطلبی در خور شان این نویسنده والا مقام عرضه داریم به مطلبی در یک مجله قدیمی بر خوردیم که تمام رشته های ما را پنبه کرد آن هم مصاحبه تلفنی بود با جلال آل احمد و جواب های جلال در این مصاحبه مارا بس حیرت زده نمود و برای اینکه حیرت شما نو ادیب نویسان و نوادیب خوانان را به نظاره بنشینیم آنچه را خوانده بودیم عینا نقل می کنیم اما کوشش ما سبب شد تا به فکر انجام یک کار پژوهشی در باره آثار جلال  بیافتیم تا در شماره آینده پرنیان یا نو ادیبان به چاپ برسانیم لیک برا آشنایی اولیه با این مدیر مدرسه داستان نویسی ایران شرح خلاصه ای بیان می کنیم:

 

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در سال 1302 در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد.

پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.
در سال 1324 با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعه "دید و بازدید" به چاپ رسید.
در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال  کتاب «از رنجی که می بریم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسید. پس از این سالها آل احمد به ترجمه روی آورد. در این دوره، به ترجمه آثار «ژید» و«کامو»، «سارتر» و «داستایوفسکی» پرداخت و در همین دوره با دکتر سیمین دانشور ازدواج کرد.
در طی سالهای 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده های زمینی را منتشر کرد و در سال 1337 «مدیر مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزیره خارک- در یتیم خلیج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله دیگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگی» «سفر روس»، «سنگی بر گوری» را نوشت و در سال 45 «خسی در میقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمایشنامه ای از اوژان یونسکورا. «در خدمت و خیانت روشنفکران» و «نفرین زمین» و ترجمه «عبور از خط» از آخرین آثار اوست.
آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در این مجلات و روزنامه ها فعالیت می کرد.
این نویسنده پر توان در اواخر عمر، به کلبه ای در میان جنگلهای اسالم کوچ کرد.
جلال آل احمد، در غروب روز هیجدهم شهریور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگی زندگی را بدرود گفت.

آثار:
آثار جلال آل احمد را به طور کلی می‌توان در پنج مقوله یا موضوع طبقه بندی کرد:

الف - قصه و داستان:
1- دید و بازدید 1324:  نخست شامل ده داستان کوتاه بود، در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را در بردارد.
2- از رنجی که می بریم 1326:  مجموعه هفت داستان کوتاه است
3- سه تار 1327:  مجموعه سیزده داستان کوتاه است.
4- زن زیادی 1331:  حاوی یک مقدمه و 9 داستان کوتاه است.
5- سرگذشت کندوها 1337: نخستین داستان نسبتاً بلند جلال است
6- مدیر مدرسه 1337: داستان نسبتاً بلند
7- نون والقلم 1340:  یک داستان بلند تاریخی
8- نفرین زمین 1346: رمان
9- پنج داستان 1350:  که دو سال پس از مرگ آل احمد چاپ شد.
10- چهل طوطی اصل (با سیمین دانشور) 1351: مجموعه 6 قصه کوتاه قدیمی
11- سنگی بر گوری 1360: رمانی است کوتاه و آخرین اثر داستانی آل احمد

ب - مشاهدات و سفرنامه‌ها

اورازان 1333، تات نشینهای بلوک زهرا 1337، جزیره خارک، درٌ یتیم خلیج فارس 1339، خسی در میقات 1345، سفر به ولایت عزرائیل چاپ 1363، سفر روس 1369 ، سفر آمریکا و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده‌اند.

ج - مقالات و کتاب‌های تحقیقی: 

گزارش‌ها 1325، حزب توده سر دو راه 1326، هفت مقاله 1333، سه مقاله دیگر 1341، غرب زدگی به صورت کتاب 1341، کارنامه سه ساله 1341، ارزیابی شتابزده 1342، یک چاه و دو چاله 1356، در خدمت و خیانت روشنفکران 1356، گفتگوها 1346.

د - ترجمه:

عزاداریهای نامشروع 1322 از عربی، محمد آخرالزمان نوشته بل کازانوا نویسنده فرانسوی 1326، قمارباز 1327 از داستایوسکی، بیگانه 1328 اثر آلبرکامو (با علی اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم 1329 از آلبرکامو، دستهای آلوده 1331 از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروی 1333 از آندره ژید، مائده های زمینی 1334 اثر ژید (با پرویز داریوش)، کرگدن 1345 از اوژن یونسکو، عبور از خط 1346 از یونگر (با دکتر محمود هومن)، تشنگی و گشنگی 1351 نمایشنامه ای از اوژن یونسکو؛ در حدود پنجاه صفحه این کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پایان ببرد

هـ - خاطرات و نامه‌ها:

نامه های جلال آل احمد (جلد اول 1364) به کوشش علی دهباشی

در ادامه شما را به خواندن مصاحبه تلفنی دعوت می کنم عذر خواهی

بنده را بابت طولانی بودن مصاحبه پذیرا باشید مصاحبه مربوط به سال

 ۱۳۴۸ توسط آقای عظیم صدیقی است.



 

ادامه نوشته

داستان کوتاه

سلام عرض می کنم خدمت نو ادیبان و نو ادیب خوانان گرامی داستان

کوتاهی پیش روی شما دوستان قرار گرفته است خواهشمندم نقد های خود

را با صراحت بیان نمائید و ما را از نظرات خود بهرمند سازید .

ادامه نوشته

یک زبان آفریقایی مادر تمام زبانهای مادر است

این ترم هم گذشت ولی حالا چه جوری بماند  داشتم طبق معمول دنبال اخبار ادبی و زبانشناسی

دنیا می گشتم که یه مطلب نظرم رو جلب کرد که دقیقا بحثی بود که در کلاس دکتر موحدی به راه افتاد

 و بدون ارتباط با این مطلب نیست.

 امیدوارم برای دوستانی که علاقمند به تاریخ زبانها هستند

 مفید باشد .

منبع این خبر سایت خبر گزاری مهر است

ادامه نوشته

تشکر از همه ی دوستان

چند صباحی است که بر این انجمن در حال انقراض تکیه زده ایم نه اینگونه...

 

ادامه نوشته

اولین جلسه کارگاه نقد شعر معاصر برگزار شد

اولین جلسه کارگاه نقد شعر معاصر فارسی با حضور استاد صدرالدین انصاری زاده برگزار شد

 

ادامه نوشته

معرفی مفاخر ادبی ایران

 

ملک الشعرای بهار

ادامه نوشته

سال نو مبارک

سلامممممممممممم...

نوروز،نماد سرور سرسبزی سربلند ایران و میراث

 ماندگار کوروش کبیر و تبلور جشن های آریایی

چون تیرگان ،مردادگان و مهرگان مبارک

ادامه نوشته

تبریک

جناب آقای دکتر علیرضا نبی لو استاد گرامی انتصاب شایسته شما را به

 سمت رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریک میگوییم و از ایزد منان

 توفیقات روز افزون شما را مسئلت داریم

انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

جشنواره شعر دانشجویان و...

افتتاحیه نخستین جشنواره شعر دانشجویان و

 طلاب با همکاری انجمن علمی زبان و ادبیات

 فارسی دانشگاه قم در تالار شهید بهشتی

 برگزار شد

ادامه نوشته

معرفی برندگان نوبل ادبی

ژوزه [خوزه] دو سوسا ساراماگو

ادامه نوشته

فروغ زاده ی طلوع بهار پایان غروب روز عشق

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است


عنوان مطلب حکایت روز تولد(8دی) و روز فوت(24بهمن) فروغ میباشد

امروز داشتم تحقیق ها و یاداشت برداری هایی که ترم پیش انجام داده بودم رو دسته بندی میکردم یدفعه

چشمم خورد به این مطلب این تحقیق رو برای پرنیان انجام داده بودم ولی یکدفعه گم شد و الان پیداشد هر

وقت اسم فروغ میاد دلم به حالش میسوزه نه به خاطر سرنوشت به خاطر اینکه در ادبیات مظلوم واقع شده

بیچاره به خاطر چهره ی سینمایی که داشت الان به دست فراموشی سپرده شده و در کمتر محفل ادبی از

فروغ صحبت شده این مطلب رو گذاشتم تاشما نو ادیبان فروغ رو بیشتر بشناسید

ادامه نوشته

آشنایی با شاعران جوان

فاضل نظری

فاضل نظری سال ۵۸ در شهر...
ادامه نوشته

شعر دانشجویی

آغوش آتش

به سوی آتش گام بر میدارم

آهسته آهسته

شاید ...

ادامه نوشته

چرا فردوسی شاهنامه را سرود؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم یسر بحق م ع ف ح ح

چرا فردوسی شاهنامه را سرود؟

۱ـنیاز ملی:داستانهای شاهنامه از نظر مردم دوره ی ساسانی تاریخ قدیم مردم سرزمین ایران بود.ساسانیان از سلسله های ماد...

 

ادامه نوشته

فاضل نظری

گریه های امپراطور

ادامه نوشته

پرنیان

فراخوان نشریه انجمن علمی زبان و ادبیات پارسی

ادامه نوشته

منتظریم

طرح ها و نظرات شما
ادامه نوشته

برگزاری کارگاه شعر

در چند روز آینده اولین کارگاه آموزشی ادبی در ترم جدید برگزار خواهد این کارگاه با تدریس

استاد صدرالدین انصاری زاده برگزیده جشنواره شعر فجر در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه هر

 هفته در آمفی تئاتر شهید بهشتی بر گزار خواهد شد کلاس ها به صورت رایگان بوده و

 هیچگونه هزینه ای بابت شرکت در کلاس ها دریافت نخواهد شد شرکت در کلاس ها برای

علاقه مندان رشته های دیگر بلامانع می باشد زمان ثبت نام و برگزاری کلاس ها متعاقبا اعلام

می شود

 

انجمن علمی زبان و ادبیات پارسی

کتابخانه مجازی انجمن علمی راه اندازی شد

با سلام به اطلاع می رسانیم کتابخانه مجازی  انجمن  علمی زبان وادبیات پارسی با کتابهای ادبی در زمینه شعر سنتی. شعر نو ادبیات داستانی ادبیات جهان و.... با بیش از یکصدوپنجاه عنوان کتاب در اختیار شما دانشجویان است برای دریافت کتابها به دفتر انجمن مراجعه کنید و پس از انتخاب کتاب مورد نظر و اعلام کد مربوطه کتاب را با فرمت PDFدریافت کنید

<<<<<<<<<<<  <<انجمن علمی زبان و ادبیات پارسی>>>>>>>>>>>>>>>>>

دوست تو را می خواند باز آی

بعد از پشت سر گذاشتن پستی ها و بلندی ها بلاخره ما آمدیم به انتظار تو نشسته ایم

آمدیم با شور بسیار با نیروی توانمند به امید همراهی شما برای ماندن تا زمان ثمر .

قلب انجمن برای تپش های شاعرانه خود به دستهای گرم تو محتاج است.  با تو امید میگیرد. با تو همراه میشود تا  سبز شدن جوانه های کوچک.

 این نهال کهن تاریخ بشر با نور تو رشد کند ادبیات این درخت سترگ حال به بار نشسته تو جوانه ی سبز بسرای به جای قناری ها بر شاخسار این درخت به بار بنشین شکوفه ی  بهاری پرنیان را با تار پودالماس فام تو بافته میشود روی آر به سوی میعاد گاه ما منتظر چشم به راهت هستیم

 

 

اینجا برای شما

با سلام اینجا وبگاه انجمن علمی زبان و ادبیات پارسی دانشگاه قم است منتظر

 شما هستیم