به مناسبت تولد چارلز دیکنز

چارلز جان هوفام دیکنز برجسته ترین رمان نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال

اجتماعی توانمند بود. به عقیده جیمز جویس- نویسنده بزرگ معاصر- از شکسپیر به این سو دیکنز تاثیر گذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده است. از او برای داستان سرایی

و نثر توانگرش و خلق شخصیت های به یادماندنی بسیار تحسین به عمل امده است. دیکنز

در طول زندگی خویش محبوبیت جهانی بسیاری کسب کرده است. از اثارش می توان ((دیوید کاپرفیلد))((ارزوهای بزرگ)) و ((داستان دو شهر)) را نام برد.

 

زندگی نامه

دیکنز در7 فوریه1812 در لندپورت پورسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز کارمند

اداره کارپردازی بحریه بود.دیکنز بعد از پایان دوره مدرسه در دفتر وکالتی مشغول به کار

شد و پس از بررسی زندگی شلوغ و متنوع لندن بران شد تا روزنامه نگار شود. در این دوره

در شیوه ای سخت از خلاصه نویسی  توانایی خود را نشان داد و در مارس1832در حالی که

جوانی حدودا20ساله بود خبرنگار امور عمومی و پارلمانی شد. نخستین طرح واره دیکنز به

سال1833 با پیوستن به ((مورنینگ کرونیکل)) به عنوان ((ناهار در پوپلار))منتشر شد و در

پی ان طرح واره های دیگر انتشار یافت. او در اوایل سال1836 دو ماه پس از انتشار ((طرح

واره هایی از بوز)) با ((کاترین هوگارت ))ازدواج کرد و پس از ان برای نوشتن داستان زنجیره ایی که بعدها ((نامه های پیکویک ))نام گرفت قرارداد بست. او پیش از ان سردبیری ((بنتلیز مسیلانی)) را پذیرفته بود که در ان از سال1837تا1839 ((الیور تویست))

منتشر شد.

 

سفر به امریکا و فرانسه

در سال1842 با سفر به امریکا و به رغم استقبال گرمی که از او شد ((یادداشت هایی از امریکا )) و ((مارتین چارلز لویت )) را به قلم اورد که امیخته ای بودند از ستودنی های بسیار امریکا و البته همه ان چه که در نگاه دیکنز نفرت انگیز امدند. وی در سال های1844-1845 نیز از ایتالیا دیدن کرد و در ان جا ناقوس های جنوا عنوان ((بانگ ناقوس ها )) را به ذهنش القا کرد کتاب کوچکی که ضربه ای بزرگ به نفع مستمندان روزگارش زد. در پی بازگشت از ایتالیا چندی سردبیر دیلی نیوز (اخبار روز)شد و برای لغو اعدام مجرمان در ملاعام کمر همت بست. ((دامبی و پسر))را در پاریس و لوزان نوشت و بعد از نگارش رمان معروف ((دیوید کاپرفیلد))مجله خود ((هاوسهولد وردز)) (سخنان خانگی) را راه اندازی کرد. مجله ای که سبک سخن او بود اساسی و انسانی. او در اوایل1859 مجله ای تازه با عنوان ((سرتا سرسال))که با ((داستان دو شهر))اغاز می شد منتشر کرد.

 

مرگ

بی قراری دیکنز برای خلق اثر هم چنان باقی بود اما سلامت او با خواندن های پر از شگفتی اش روز به روز تحلیل می رفت. در سال 1865 دیکنز با سانحه قطار مواجه شد که در موخره ((دوست مشترک ما)) به ان اشاره می کند اما با این همه کتاب خوانی های او و سفر هایی که با این هدف داشت ادامه یافت چنان که حدود1867-1868 دیگر بار به امریکا رفت. بی اعتنایی او به هشدارها (فلج جزیی- ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگش پای چپ) تا بدان جا پیش رفت که در سال1870 اقدام به یک رشته کتاب خوانی جدید نمود. دیکنز در15 مارس برای اخرین بار((سرود کریسمس))را خواند و در همان سال در حالی که ((ادوین درود))به پایان نرسیده بود به طور ناگهانی از جهان رفت.

 

شیوه نوشتار

دیکنز نیز مانندبسیاری از رمان نویسان دیگر از روزنامه نگاری شروع کرد و سپس از واقعیت به خیال گرایید. وی نیز مانند دیوید کاپرفیلد در حالی می نوشت که مقید به سخن دیگران بود. کارش در مقام گزارشگر مذاکرات پارلمانی به او سرعت و دقت اموخت. دیوید کاپرفیلد به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد. حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته های دیگرست. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجرا های خانگی و روحانی است تا بی دادهای اجتماعی. هرچند با زندگی ای که خود نویسنده داشته است طبعا توجه به مسایل روانشناختی از دید اجتماعی بارز و اشکار است. دیکنز اغلب با استفاده از شخصیت هایی ارمان گرا و با احساساتی کاملا عاطفی که در تضاد با واقعیت های زشت جامعه است به توصیف وقایع در داستان هایش پرداخته است. در رمان های دیکنز مرکزیت با کاراکتری ارمان گراست. این ارمان گرایی فقط به روشنگری و برجسته کردن هدف اصلی دیکنز که نشان دادن وضعیت رقت انگیز جامعه است کمک می کند. بسیاری از رمان هایش به واقعیت های اجتماعی نیز می پردازند. دیکنز همچنین از اتفاقات غیر قابل پیش بینی نیز استفاده می کند. این اتفاقات غیر منتظره ماده ی اصلی رمان های قرن هجدهم همچون رمان های هنری فیلدینگ بودند رمان هایی که دیکنز بسیار دوست داشت.

اما برای دیکنز تنها وسیله ای برای طرح موضوع و نوشتن داستان نبود بلکه نشان انسانیت بود.

 

کاراکترها

شخصیت های خلق شده توسط چارلز دیکنز از معروف ترین کاراکترها در ادبیات انگلیس زبان هستند که به وضوح در ذهن باقی می مانندبه خصوص نام هایشان که به اندازه ای مشهور هستند که حتی می توان باور کرد که ان ها در دنیای بیرون از داستان زندگی می کنند و داستان هایشان می تواند توسط نویسندگان دیگر ادامه پیدا کند.

 

یادگاری های دیکنزی

چارلز دیکنز نویسنده مهم و تاثیرگذار قرن نوزدهم علاوه بر ((دیوید کاپرفیلد)) ((الیور تویست)) و دیگر نوشته هایش هدیه های بزرگ دیگری برای ما به یادگار گذاشته است:

(کریسمس) (فقر) (کمدی مدرن) (سینما) (اسامی با مسما) این5 مورد هدیه های ارزشمندی است که دیکنز برای ما به یادگار گذاشته است.

 

این بود معرفی کوتاه و مختصر و مفید از زندگی و شیوه نوشتار نویسنده ی برجسته قرن نوزده چارلز دیکنز که به مناسبت سالگرد تولد این نویسنده ی پرکار فراهم گردید. امیدوارم برای شما خوانندگان عزیز مفید باشد.

 

 

 

منابع:

زهرا خانلری.فرهنگ ادبیات جهان.خوارزمی.

کتاب نیوز(www.ketabnews.com)

ماهیت شعر نو چیست؟

شعر نو گونه های جدید شعر پس از انقلاب صنعتی یا شعر معاصر است که از اشعار قبل خود

ساختاری متمایز دارد.شعر نو فارسی عنوانی است در مقابل شعر کهن فارسی و از انجا که

در وزن عروضی و قالب از شعر کهن سنتی پیروی نمی کند ان را شعر نو می نامند.شعر نو

فارسی با وانهادن قالب های شعر کلاسیک در قرن۱۴ هجری به وجود امد.این گونه از شعر

فارسی ازادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر می دهد.نیما یوشیج را پدیداورنده ی این

نوع شعر در ادبیات فارسی می دانند.شعر نو به لحاظ محتوا و جریان های اصلی ادبی حاکم

بر ان کاملا با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند

شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یاوزن ان عروض کامل باشد یا ناقص.استفاده از قافیه در

شعر نو ازاد است.معمولا شعر نو فارسی را به دو دسته اصلی تقسیم می کنند:شعر نیمایی

(که کاربردی نو از عروض سنتی همراه با قالبی خاص را دارد)و شعر سپید(که از کاربرد

عروض سنتی و قالب های ان بدور است).چون شعر نیمایی کاربردی نو از وزن عروضی و

قالبی بی سابقه ارائه کرده است و قبل از اشکال دیگر اشعار نوظهور نشو کرده است غالبا

شعر نیمایی را با اصطلاح شعر نو برابر می دانند.در حالی که برای کلیت شعر های غیر سنتی

معاصر نیز اصطلاح شعرنو به کار می رود.شعر نیمایی سبکی از شعرنو فارسی است که

نخستین نمونه شعرنو در ادبیات فارسی بوده و برامده از نظریه ادبی نیما یوشیج شاعرمعاصر

ایرانی است.تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه ی فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی بود.

تلاش نیما یوشیج برای تغییر دیدگاه سنتی شعر فارسی بود و این تغییر محتوا را ناگزیراز تغییر

فرم و ازادی قالب می دانست.ازادی ای که نیما در فرم و محتوا ایجاد کرد در کار شاعران بعد

از وی مانند احمدشاملوو دیگر شاعران شعرنوبه نقطه های اوج شعر معاصر ایران رسید.

 

ایا بنای شعر نیمایی متروک شده است؟

امروز به نظر می رسد قالب نیمایی کمتر مورد استفاده قرار می گیردو شاعران در قالب های

دیگر و حتا کهن تر بیشتر طبع ازمایی می کنند. عده ای از شاعران دلیل این امر را که چرا

امروز این قالب نو کمتر استفاده می شود تمام شدن ظرفیت ان و عده دیگری نیز سخت بودن

این فالب را دلیل به کار نبردنش از سوی شاعران ذکر می کنند.

(تمام شدن دوره ی قالب نیمایی!)

یدالله مفتون امینی در این باره معتقد است:سال هاست که قالب نیمایی دوره اش تمام شده

و به یکنواختی رسیده است.وی با بیان ابن مطلب که قالب نیمایی ظرفیت کامل بیان مسائل

اجتماعی و عشق را ندارد متذکر شده است:قالب نیمایی شاید مقداری از حرف های اجتماع

ی را توتنسته باشد منعکس کند ولی عشق را به ان صورت که بوده نشان نداده در واقع

عشق و عاطفه در شعر نیما ارضاء نشد.نتیجه اش این شد که شاعران برای بیان عشق به

سمت غزل و شعر سپید رفتند و در نتیجه چالش ایجاد شد چرا که روحیه ایرانی هرگز خارج از

عشق نبوده است.

(ساخت های نیمایی منسوخ نشده اند!)

اما محمد علی سپانلو اعتقاد دارد که ساخت های نیمایی هنوز منسوخ نشده اند و این افری

نش شاعر است که تعیین می کند در قالب نیمایی یا هر قالب دیگری شعر بسراید.او معتقد

است:هیچ سبک و قالبی قالب دیگر را منسوخ نمی کند و ادبیات هرگز مرهون قالب هایش

نبوده است.ادبیات سرگذشت روح انسان است و می تواند قالب یا سبک را به خود بگیرد.این

شاعر در عین حال معتقد است :امروز دیگر لازم نیست که شاعران با همان طرز بیان نیماشعر

بگویند.قالب نیمایی یکی از وسایلی است که شاعر می تواند در ان کار کند یا گرفتار ان می

شود و می تواند شعر های نیمایی خوبی خلق کند یا در ان حرکتی نمی کند و ساکن می شود

اما در نهایت افرینش شاعر است که تعیین می کند در چه قالبی بسراید و نمی توان تعیین کرد

که شاعری مثلا در قالب سپید یا نیمایی شعر بگوید.

این بود نظر بعضی از شاعران در مورد اینکه شعر نیمایی اکنون وجود دارد یا نه.